لين خاطره تصويري آدينه مربوط به سكانسي از يك فيلم هندي است. تصوير يك آبشار كه تمام عرض و طول پرده را پر كرده بود و اين نما قطع مي‌شد به چهره دختري كه داشت گريه مي‌كرد.

اولين بازي آدينه در سال اول دبستان در نمايشي به نقش يك پروانه بود. ورود آدينه به كار نمايش و بازيگري از يك اطلاعيه چسبيده به ستوني در خيابان، هنگام رفتن به دانشگاه اتفاق افتاد. نام فاميل آدينه از اينجا مي‌آيد كه او به‌رغم ميل پدرش حسينقلي‌خان مستعان در كلاس‌هاي تئاتر ثبت نام كرد و حسينقلي‌خان گفت: «هركاري دلت مي‌خواهد بكن ولي نبينم كه يك روز سردر سينمايي نوشته باشند به اشتراك گلاب مستعان.» و اين‌طوري شد كه گلاب مستعان به پيشنهاد سوسن تسليمي به گلاب آدينه تغيير نام داد.

آدينه در كلاس تئاتر مهدي هاشمي ثبت‌نام كرده و بعدها كه با هم ازدواج كردند مهدي هاشمي براي آدينه تعريف كرد: « آن روزها فكر مي‌كردم اگر روزي سر كلاس نباشي حوصله درس دادن و تمرين با بچه‌ها را ندارم.»

پس از يك‌سال‌ونيم دوره در كلاس‌هاي مهدي هاشمي، آدينه براي پايان‌نامه نمايش آدم‌هاي ماشيني چاپك را كار كرد و از آنجا بود كه به گروه تئاتر پياده پيوست. آدينه درباره سه عضو گروه آن دوره مي‌گويد:

« از سوسن تسليمي مي‌شد جسارت و بي‌پروايي در ارائه نقش را آموخت، همين‌طور نوجويي و ابتكار و انرژيك بودن داريوش فرهنگ و نيز كاربرد انديشه و تفكر و سواد را از مهدي هاشمي. مهدي جان هميشه به من مي‌گفت سر تمرين‌ها به سوسن نگاه كن. با اينكه اختلاف سني زيادي با سوسن نداشتيم، برايم حكم استادي به تمام معنا را داشت.»

آدينه نمي‌خواست در زردقناري بازي كند و به اصرار رخشان بني‌اعتماد آن نقش را پذيرفت و حتي بني‌اعتماد اسم شخصيت را هم گلاب گذاشت كه آدينه حتما آن را بازي كند.

آدينه از معدود بازيگراني است كه ارزش نقش مكمل را مي‌داند و از بازي در نقش‌هاي كوتاه هم استقبال مي‌كند. وي مي‌گويد: «بني‌اعتماد با اصرارش براي بازي در زرد قناري فصل تازه‌ ديگري در كار من ايجاد كرد و از اين بابت از ايشان خيلي ممنونم.»

او نقش كبوتر در روسري آبي را هم مثل زردقناري دوست نداشت بازي كند و اين بار هم با اصرار بني‌اعتماد آن را پذيرفت. خودش در اين باره مي‌گويد: «دليلش بماند براي بعد از هفتاد سالگي!»

اولين باري كه تصويرش را روي پرده ديد، بيشتر از هرچيز در تمام مدت خودش را با سوسن تسليمي مقايسه مي‌كرد كه آيا مانند او ديدني هست يا نه؟

آيا مهدي هاشمي بازي‌اش را مي‌پسندد يا نه؟ مهدي هاشمي در روزهاي اول درخصوص بازيگري آدينه مي‌گفت: «چون گلاب در زندگي عادي چه در حركت و چه در گفتار عجول است، اين ويژگي به بازيگري‌اش به‌خصوص در سينما لطمه مي‌زند.» و سرانجام مهدي هاشمي پس از افسانه سلطان و شبان بازي آدينه را پسنديد.

آدينه حضور جدي مقابل دوربين را با نقش ملكه شروع كرد، ولي عمده اعتبار و نقش‌هاي ماندگارش در سينما متعلق به آدم‌هاي فقير و فرودست و طبقه پايين جامعه است، درصورتي كه وضعيت خانوادگي او خيلي با اين محيط‌ها بيگانه است. خودش در اين زمينه مي‌گويد: « به اين شخصيت‌ها از نظر حسي بسيار نزديك هستم و در رفتارشان دقت زيادي مي‌كنم. اين حس تنازع بقا و جدال هميشگي‌شان براي زندگي و دوام آوردن با دست خالي هميشه برايم احترام برانگيز و جذاب بوده است.»
آدينه در سال 1373 سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن را براي روسري آبي دريافت كرد. تنديس خانه‌سينما را براي زيرپوست شهر گرفت و در سال 1384 بزرگداشت او در جشنواره فيلم فجر برگزار شد.

هم‌اكنون هم مي‌خواهد تجربه كارگرداني را به تجربه‌هاي ديگرش در زمينه سينما اضافه كند و در مرحله پيش‌توليد مجموعه پنجاه قسمتي خواستگاران به كارگرداني خودش است. گلاب آدينه شخصيت دوست‌داشتني و مهرباني دارد و هم‌صحبتي با او جذاب و لذتبخش است.

او يك معلم با تجربه، با شوق و انرژي و بازيگري توانا است. براي اظهارنظر درباره كارگرداني آدينه بايد منتظر تماشاي سريال خواستگاران باشيم.